مرتضى راوندى

284

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نجم الدين رازى شيخ نجم الدين رازى معروف به نجم الدين دايه ، از مشايخ بزرگ تصوف در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجرى است وى از شاگردان شيخ نجم الدين كبرى است كه پس از حملهء تاتار به خراسان ، از خوارزم فرار كرد و چندى در همدان بماند و چون مغولان به سوى همدان آمدند ، ناچار عازم اردبيل شد . « تا مسكن در ديارى سازد ، كه در او اهل سنت و جماعت باشند و از آفت تعصب هوى و بدعت پاك بود . » اما ، اقامت وى در اردبيل نيز ديرى نپائيد ، و در همان سال روانهء بلاد روم شد و تحت حمايت علاء الدوله كيقباد سلجوقى قرار گرفت و به پاس محبت سلطان ، به سال 620 در شهر سيواس كتاب مرصاد العباد را در مباحث عرفانى ، سير و سلوك و مبدأ و معاد به نام علاء الدوله تصنيف كرد ، وى بقيهء عمر را در فراغت و امنيت در بلاد روم در مصاحبت عارفانى چون صدر الدين قونيوى و جلال الدين رومى گذرانيد و به سال 645 ه . ق وفات يافت . نثر مرصاد العباد « نثرى است ميانهء سبك و شيوهء خواجه عبد اللّه انصارى از حيث اسجاع پىدرپى و ميانه عبارات پخته امام غزالى ، و از اين نظر قدرى از حيث صنعت ابتدايى است و نيز يكدست نيست » « 1 » و درك مطالب كتاب به‌علت استعمال لغات نامانوس و دور از ذهن تا حدى دشوار است . از نجم الدين دايه اشعار متوسطى در دست است ، اين رباعى را مؤلف مجالس النفايس به نام او ثبت كرده است : « 2 » « 3 » عشقت كه دواى جان هردل ريش است * ز اندازه هر هوس‌پرستى بيش است چيزى است كه از ازل مرا در دل بود * كارى است كه تا ابد مرا در پيش است از تأليفات اوست : مرصاد العباد به فارسى ، منارات السائرين به عربى ، معيار صدق فى مصداق العشق ، معروف به رسالهء عشق و عقل به فارسى و غيره . اينك نمونه‌يى از نثر او را از مرصاد العباد مىآوريم : « بدانكه دل در تن آدمى ، به مثابت عرش است جهان را ، و چنان كه عرش ، محل ظهور استواء « 2 » صفت رحمانيت است ، در عالم كبرى ، دل محل ظهور استواء روحانيت است در عالم صغرى « 3 » ، اما فرق آنست كه عرش را بر ظهور استواء روحانيت شعور نيست و قابل ترقّى نيست تا محلّ ظهور استواى صفات ديگر گردد و دل را شعور پديد آيد و قابل ترقّى باشد ؛ و اختصاص عرش به ظهور

--> ( 1 ) . بهار ، سبك‌شناسى ، ج 3 ، ص 21 ( 2 ) . استقرار ( 3 ) . مراد وجود انسان است